الفيض الكاشاني

25

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

« سبب انكار كردن فيض » صاحب تذكره رجالى لؤلؤة البحرين شيخ يوسف بحرانى كه از شاگردان محقق بهبهانى و از علماء دوران زنديه است چون خود عالمى اصولى و از مخالفان اخباريون بوده به شدت فيض را بشرح ذيل منكر شده است . « گويد : محدث كاشانى محمد بن مرتضى مدعو بمحسن فاضلى است محدث و اخبارى صرف كه به مجتهدان طعنه‌هاى بسيار وارد ساخته مخصوصا در رساله سفينة النجاة كه به جمعى از علما نسبت كفر و فسق داده مانند ايراد اين آيت « يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ » « 1 » كه تفريط و غلوّ خالص است و يا اينكه او را مقالاتى است در مذهب صوفيه و فلاسفه « و ما يكاد موجب الكفر » و العياذ باللّه مانند آنچه در كلامش دلايلى است بر قول وحدت وجود و به من خبر داده‌اند كه او را رساله‌ايست ناپسند در اين قول كه در آن از عقايد ابن عربى زنديق بحث كرده و اكثر آن نقل عبارات اوست و او را بنام يكى از

--> - اين رساله به پارسى به طريق سؤال و جواب در بطلان مذهب فلاسفه و صوفيه است چنين : سؤال : بيان فرمائيد كه مذهب فاسدهء باطله فلاسفه در چه زمان ميانهء اهل اسلام شايع شد ؟ جواب : بدانكه فلسفه پيش از مأمون نبود ، در كتاب رشف النصائح مذكور است مأمون ارسطو را به خواب ديد و از گفتگوى او در خواب محظوظ شد چون بيدار شد ايلچى به فرنگ فرستاد و كتب فلاسفه را آورد و به عربى ترجمه كرد و چون خواندن و درس دادن آن وسيلهء قرب به خليفه بود اين سنّيان به طمع قرب و انعام خليفه اوقات بسيار صرف فلسفه و افاده و استفاده آن كردند خصوصا سنّيان ماوراءالنّهرى كه بىتوفيقى شعار ايشان است دو كس ايشان كه فارابى و ابو على باشند در ترويج كفرهاى فلسفه سعى بليغ نمودند و سنّيان فارابى را معلّم ثانى نام كردند و ابو على را شيخ الرئيس بر اهل بصيرت پوشيده نيست كه اقوال سخيفه ضعيفه باطله فلاسفه و متفلسفه به سبب خبط دماغ و سقم عقول و فساد افكار ايشان است مولانا نفيسى در كتاب شرح اسباب گفته كه فارابى مبتلا به مرض ماليخوليا بوده و ابو على معروف به شرب خمر بوده ، مريدان فارابى گفته‌اند او ساز خوش مىنواخت و اين فسق را مريدانش از كمال او شمرده‌اند ، ملاحظه شود كه منطق تكفير به جز كج‌دهنى درباره ابو على و فارابى كدام مطلب علمى و منطقى است و نگفته است كدام مبحث فلسفى آنها اشكال اعتقادى داشته است . ( 1 ) - فيض در آيت مرقوم كه از قول نوح است با فرزندش ظاهرا خطاب به محمد علم الهدى فرزند خود داشته و گويد تو نيز مشرب اخبارى را قبول كن و اهل رأى قياسى و فتوى مباش .